در ادامه اعتراضات بین المللی به بازداشت "منصور اسانلو" رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، سه اتحادیه کارگری دیگر با ارسال نامه های جداگانه به مقامات رژیم خواستار آزادی فوری وی شده اند.
*مرا تحت فشار روانی قرار دادند که يا همکاری با بازجويان را بپذيرم يا پانزده سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنيا بروم آنها اين قدرت را دارند مرا و خانواده ام را نابود کنند.. بعد از زندان هم همين فشارها و خواسته ها از سوی دو بازجويم ادامه داشته است
منصور اسانلو در دادسرای تهران حاضر شد
"منصور اسانلو" رییس هئیت مدیره سندیكای کارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز یکشنبه در شعبه 14 بازپرسی دادگاه انقلاب تهران حاضر شد.
نامه کنگره کار کانادا به خامنه ای در اعتراض به بازداشت مجدد "منصور اسانلو"
رئیس کنگره کار کانادا در نامه ای به خامنه ای رهبر رژیم اسلامی به نمایندگی از سوی بیش از 3 میلیون و 200 هزار عضو این نهاد نسبت به بازداشت مجدد "منصور اسانلو" رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اعتراض کرده است.
به دستگیری مجدد اسانلو اعتراض کنیم!
کانون زندانیان سیاسی ایران "در تبعید"
اسانلو دوباره دستگیر شد
اتحاد کمیته های کارگری
نامه دو اتحادیه بزرگ کارگری بین المللی به احمدی نژاد در خصوص بازداشت مجدد"منصور اسانلو
کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری و فدراسیون جهانی حمل و نقل در نامه ای به "احمدی نژاد" نسبت به بازداشت مجدد "منصور اسانلو" رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه اعتراض کردند. ![]()
اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در خصوص بازداشت خشونت آمیز منصور اسانلو
"منصور اسانلو "رییس سندیكای شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بازداشت شد
صبح امروز یکشنبه 28 آبان ماه بار دیگر "منصور اسانلو" رییس سندیكای شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بازداشت شد.
نادر احمدی
جنگ و اشغال عراق در آینه واقعیات
حمید قربانی ـ آبان 85
به نقل از به پیش
شروین رها
حمد قربانی
حکم بیدادگاه سقز علیه محمود صالحی و جلال حسینی را محکوم می کنیم
اتحاد کمیته های کارگری
رئیس كنگره کار كانادا سركوب كارگرن توسط دولت یران را محكوم كرد
اتحاد بین المللی در دفعاع از کارگران ایران
احکام زندان, محمود صالحی و جلال حسینی را از مبارزه علیه سرمایه داری باز نمی دارد
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
احكام صادره بيداد گاه هاى رژيم جمهورى اسلامى،عليه دوفعال كارگرى بایستی الغا شود!
کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران- هانوفر
کانون همبستگی باکارگران ایران- کلن
کمیته همبستگی با کارگران در ایران- هامبورگ
با اتحاد و همبستگی احکام زندان محمود صالحی و جلال حسینی را ملغی کنیم
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری "منطقه غرب"
همبستگی حزب چپ (Die Linke) در هامبورگ با کارگران ایران
محکومیت مجدد دو تن از دستگیر شدگان اول ماه مه سقز
کمیته دفاع از حقوق دستگیر شدگان اول ماه مه سقز
احکام صادره از سوی بی دادگاه رژیم علیه محمود صالحی و جلال حسینی را محکوم می کنیم
کمیته همبستگی با کارگران ایران - استرالیا
گسترش روزافزون فقر اقتصادى و فلاکت اجتماعى
جلال محمد نژاد
21 آبان: محکومیت محمود صالحی و جلال حسینی از فعالین کارگری در دادگاه شهر سقز
بر اساس حکم صادره از سوی شعبه اول دادگاه شهر سقز که شخصی به نام شایق به عنوان علی البدل قاضی آن را امضا کرده است، دو نفر از فعالین کارگری شهر سقز به زندان محکوم شده و بر طبق این حکم برای محمود صالحی 4 سال و جلال حسینی دو سال زندان تعیین شده است. ![]()
|
|
نازیسم مسائل سیاسی – اجتماعی
نقض وحدت در پرده فریادهای وحدتطلبی وظایف انقلاب درباره انقلاب اجتماعی درباره انقلاب ما
آنارشیسم یا مارکسیسم؟محمود بيگى بيراهه تشکل توده ای. امير پيام
(1) - (2) - (3) - (4) - (5) - (6) پرسش و پاسخ درباره ی اتئيسم و اتئيست ها*
چکیدهی اقتصاد سیاسی منبع: http://www.alfabetmaxima.com/communshoura/index.php حضرت آیتالله اقتصاد مال کیست؟
سایت حامعه شناسی ایران |
نیاز و ضرورت تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران در شرایط کنونی! بهروز ناصری
هدف این مطلب ضمن تاکید دوباره در مورد نیاز و ضرورت به تشکل تودهای و طبقاتی کارگران در شرایط سیاسی امروز ایران، این است که در مورد چگونگی تشکیل تشکل سراسری و طبقاتی کارگران، جویای نظرات فعالین و پیشروان کارگری شود.
برای کسانی که اوضاع سیاسی و اقتصادی امروز ایران را از زاویه کمونیستی و مارکسیستی تعقیب میکنند، بالاخره این سئوال در صدر قرار میگیرد که جنبش کارگری ایران امروز در چه سطحی از مبارزه قرار دارد و کارگران چگونه به تشکل سراسری و اجتماعی خویش، تشکلی که به معنای واقعی منافع کل کارگران ایران را در برابر دولت و سرمایهداران نمایندگی کند، دست خواهند یافت.
وقتی که میبینیم بورژوازی ایران گاها در تقابل و گاها در حال معامله و سازش و بده بستان با بورژوازی جهانی بطور عام و بورژوازی غرب بطور اخص سرنوشت میلیونها انسان یک کشور را چگونه رقم میزنند، آن وقت مسئله موقعیت و جایگاه جامعه کارگری ایران بیشتر برجسته میشود.
موضوع در سطح کلان و در سطح استراتژیهای متفاوت برای اداره جامعه است. در بحبوحه تخاصمات رژیم اسلامی ایران با دولتهای غربی بر سر برنامه هستهای رژیم، که حتی نفس بعضی از جریانات را بند کرده است و آنان را به انتظار اقدامات آمریکا و متحدینش وا داشته است، جمهوری اسلامی در واقع بسته متقابل خود را به کشورهای غربی همان موقع ارائه داد که خامنهای دستور واگذاری 80 درصدی از مالکیت دولتی را به بخش خصوصی صادر کرد. تقویت بخش خصوصی در واقع نشان دادن چراغ سبز به سازمانهای جهانی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و کشورهای غربی از سوی رژیم اسلامی بود. تقویت بخش خصوصی اقتصاد که به فقر و فلاکت بیشتر تودههای کارگر، بیکاری، گرانی و مصیبتهای اجتماعی متعدد دیگری میانجامد، در واقع همسان سازی رژیم با لیبرالیسم غرب و پاسخ مثبت به آلترناتیو آنها بود. این پایه مسئله است. وقتی آنها در پایه با هم اشتراک داشته باشند، موضوعات دیگری که بر سر آن نزاع دارند از جمله اختلاف بر سر برنامه هستهای رژیم اسلامی را سهلتر حل و فصل میکنند.
هم سیاستها و عملکردهای رژیم اسلامی و هم آلترناتیو لیبرالیسم غربی، هیچکدام پیامآور کمترین تغییر مثبت در اوضاع به نفع تودههای کارگر و زحمتکش ایران نیستند. هر چه هست به اختلاف و ستیز بین دولتهای بورژوائی و به سهم بری آنان در قدرت منطقهای خلاصه میشود. این که کارگر ایرانی از کار بیکار میشود، دستمزدش به موقع پرداخت نمیشود و بیمه بیکاری در ایام بیکاری به او تعلق نمیگیرد، مشکل جمهوری اسلامی و دولتهای غربی نیست. اتفاقاٌ اساس برنامههای اقتصادی رژیم اسلامی که حالا هم در صدد تقویت هر چه بیشتر بخش خصوصی است بر بیحقوقی کارگران، شدت کار، و بیکار کردن کارگران استوار است. و برنامه توسعه رژیم اسلامی نیز تماما کپی برنامه دست راستیترین جناح لیبرالیسم غرب برای کشورهای در حال رشد است.
در این شرایط مبارزات و اعتراضات کارگران چه در شکل اعتصاب و یا تجمع درکارخانه و ادارات دولتی بیشتر حول حقوقهای معوقه، علیه اخراج و یا پایین بودن مزایای کار و امنیت شغلی است. این مطالبات هر چند برحقاند، ولی در واقع دفاعی است از حداقل حقوق.
جنبش کارگری ایران در وضعیت دفاع از حقوق خود بسر میبرد، به این اعتبار در یک حالت تدافعی قرار دارد. این حالت تدافعی جنبش کارگری به اشکال مختلف به طبقه کارگر تحمیل شده است. و بیرون آمدن از این وضعیت نیازمند کار و فعالیت فعالین و پیشروان کارگری در سطح کلان یا ماکرو است.
اگر مسئله تغییر شرایط زندگی و کار تودههای کارگر و زحمتکش ایران است، اگر مسئله رفاه عمومی تمام شهروندان جامعه باشد، کارگران در ازای کاری که انجام میدهند حقوق کامل خود را بگیرند و در ایام بیکاری نیز دولت موظف به پرداخت کامل بیمه بیکاری باشد، اگر مسئله آزادی فعالیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی کارگران است و دهها مورد دیگر از این قبیل که مستقیما به سطح زندگی و کار کارگران مر بوط میشود، کارگران ایران چارهای ندارند جز این که در سطح سراسری خود را متشکل کنند و تشکل بزرگ و سراسری خود را بوجود آورند.
طی سالهای اخیر مبارزات پرشور زیادی از سوی کارگران صورت گرفته و خیلی از این مبارزات هم به پیروزی رسیده است. فعالین کارگری کمیتههای مختلفی بوجود آوردهاند که هر کدام اهداف بزرگتری را تعقیب کردهاند. کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری و سایر کمیتههای کارگری که با ابتکار خود فعالین کارگری بوجود آمدهاند، هر کدام برای اتحاد و سازمانیابی سراسری کارگران بوجود آمدهاند که در صورت متحقق شدن این مهم، خود را در آن تشکل بزرگتر ذوب کنند.
سئوال اصلی اینست بدنبال تشکیل کمیته هماهنگی و سایر کمیتههای کارگری، کدام فعالیت آگاهانه برای ایجاد تشکل سراسری کارگران صورت گرفته است؟ و در این راستا چه اقدامات عملی را در دستور کار دارند؟ و موانع اصلی تشکیل تشکل سراسری کارگران را چه میبینند؟
در شرایط سیاسی و طبقاتی امروز اگر کارگران ایران بعنوان یک طبقه وارد کارزار سیاسی و اجتماعی در سطح کشور نشوند، بورژوازی ایران زندگی و کار فلاکتبارتری را به آنان تحمیل میکنند.
شرایط سیاسی و طبقاتی امروز حکم میکند که رهبران و فعالین کارگری علیرغم تمام سختیها و ناهمواریهایی که در کار و زندگی با آن روبرو هستند، در سطح ماکرو بیندیشند و عمل کنند.
ایجاد تشکل سراسری کارگران طبیعی است که در شرایط امروز ایران با تقابل رژیم اسلامی و دستگاههای سرکوب آن روبرو شود. مگر رژیم اسلامی با کارگران سقز مواجه نشد، مگر با سندیکای کارگران شرکت واحد با زبان سرکوب و تهدید و... مقابله نکردند، مگر اعتصابات زیادی نبودهاند که با دخالت نیروهای انتظامی رژیم مواجهه شده اند... .
یکی ازمشکلات اصلی رهبران و فعالین کارگری تلاش برای خنثی کردن سرکوبگریها و توطئههای دولت و سرمایهداران بوده است که در خیلی موارد کارگران پیروز شدهاند. اما حقایق مبارزاتی کارگران در سالهای اخیر و تجربه شرکت واحد نشان میدهد که میتوان برای ایجاد تشکل سراسری کارگران گامهای عملی برداشت.
تلاش جهت ایجاد تشکل سراسری کارگران ایران، با همبستگی جهانی کارگران و اتحادیهها و تشکلهای کارگری سایر کشورها مواجه میشود.
یک تشکل سراسری که نماینده و حافظ منافع تمام کارگران ایران باشد، چگونه بوجود میآید؟ نام و اهداف آن تشکل چیست؟ اساسنامه و مطالباتی که این تشکل برای آن مبارزه میکند کدامها هستند؟ ساختار این تشکل چگونه است و سئوالاتی از این قبیل موضوعاتی هستند که باید در جای خود به آن پرداخت.
ولی فعلا مهم اینست که این توافق عمومی بوجود آید که کارگران ایران به تشکل سراسری و طبقاتی خود نیاز دارند و ساختن آن یک ضرورت حیاتی برای بهبود شرایط کار و زندگی کارگران و تمام شهروندان جامعه ایران و پیشروی مبارزه طبقاتی در ایران است و این که برای ایجاد چنین تشکلی باید برنامه و اقدامات عملی در دستور کار داشت و رهبران و فعالین کارگری زیادی این مهم را امر خود تلقی کنند.
تردیدی در این نیست که رهبران و فعالین کارگری از عهده تدقیق سئوالات فوق بر میآیند. اما گام اول توافق عمومی برای ایجاد تشکل و برداشتن گامهای عملی در آن زمینه است.